تبلیغات
رنج نامه های من و هم درد های من - قصه ی نان و شکم
تاریخ : جمعه 26 مهر 1392 | 10:07 ب.ظ | نویسنده : اهورا
دهان دختر زیبا تهی ز دندان است
که هر شکسته دندان بهای یک نان است
هیچ کس فکر نکرد که در آبادی ویران شده دیگر........ 
نان نیست !!!!!!!!!!
و همه مردم شهر بانگ برداشته اند 
که چرا سیمان نیست ؟
و کسی فکر نکرد 
که چرا ایمان نیست؟
و زمانی شده است 
که به غیر از انسان،
هیچ چیز ارزان نیست
.